ترامپ: چین و ایران منتظر پیروزی «بایدن» هستند

[ad_1]

«دونالد ترامپ»، در این سخنرانی که در ایالت کارولینای شمالی برگزار شد بار دیگر مدعی شد که چین و ایران پیروزی «جو بایدن»، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا را ترجیح می‌دهند. ترامپ گفت: «چین شدیداً خواهان پیروزی جو بایدن است. می‌دانید چه کشور دیگری شدیداً آنها را می‌خواهد؟ ایران خیلی دوستشان دارد. چون من به آن فاجعه [توافق هسته‌ای] ایران خاتمه دادم که به موجب آن ۱۵۰ میلیارد دلار و ۱.۸ میلیارد دلار پول نقد پرداخت کردیم.» وی در ادامه گفت: «می‌دانید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آنها فقط منتظر انتخاباتند چون کشورشان دارد فرومی‌پاشد. تولید ناخالص داخلی‌شان ۲۴ درصد کاهش داشته؛ کسی تا به حال چنین چیزی نشنیده. کشورشان دچار مشکل شده. من نمی‌خواهم دچار مشکلات باشند، ولی آنها تا بعد از انتخابات صبر خواهند کرد.» وی اضافه کرد: «وقتی من در انتخابات پیروز شوم نزد ما می‌آیند و خیلی سریع با ما توافق می‌کنند. نگاه کنید ببینید این اتفاق با چه سرعتی رخ خواهد داد. تشنه توافق هستند ولی می‌خواهند صبر کنند. [می‌گویند] بگذارید دو ماه صبر کنیم شاید شانسمان زد و جو تنبل رأی آورد تا بتوانیم به یک توافق عالی برسیم.» ترامپ اضافه کرد: «اما آنها فوراً بعد از انتخابات نزدمان می‌آیند و با ما توافق می‌کنند و ما با آنها به توافق منصفانه‌ای می‌رسیم. اما اوباما و بایدن با آن توافق وحشتناک چه کار کردند؟»

رئیس‌جمهور آمریکا در بخش دیگری از اظهاراتش گفت که آمریکا نیازی به ماندن در خاورمیانه ندارد. او گفت: «وقتی من رئیس‌جمهور باشم، آمریکا اصلی‌ترین تولیدکننده نفت و گاز طبیعی در روی کره زمین خواهد بود. ما از لحاظ انرژی خودکفا خواهیم بود و باید تا سال‌های سال چنین باشد، چون واقعیت این است که ما جز برای محافظت از اسرائیل مجبور به حضور در خاورمیانه نیستیم. با اسرائیل خیلی خوب رفتار کرده‌ایم.» وی اضافه کرد: «غیر از این مسئله، مجبور نیستیم در خاورمیانه باشیم. همان‌طور که می‌دانید زمانی به شدت نیاز داشتیم [در خاورمیانه باشیم] ولی دیگر به این مسئله نیاز نداریم. بعد از سال‌ها ساختن کشورهای دیگر، سرانجام داریم کشور خودمان را می‌سازیم.» یکی از مقام‌های ارشد آمریکا در هواپیمای شماره یک نیروی هوایی آمریکا به خبرنگاران اعلام کرد که دونالد ترامپ امروز (چهارشنبه) قصد دارد خروج تعداد بیشتری از نظامیان آمریکایی از عراق را اعلام کند. بنا بر گزارش شبکه روسی «راشاتودی»، این مقام آمریکایی همچنین اعلام کرد که ترامپ طی روزهای آتی، خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان را نیز اعلام می‌کند.

[ad_2]

Source link

اعلام جدایی «ریحانه پارسا» از «مهدی کوشکی»

[ad_1]

ریحانه پارسا که در این پست خود جمله «زندگی در جریان است، روزگار خوش» را نوشته است، از همه افرادی که در این مدت حال او را پیگیری کردند تشکر کرد و گفت: «امیدوارم آقای کوشکی هرجا که هستند خوب و سلامت باشند»

حذف به یکباره عکس‌های دونفره ریحانه پارسا و همسرش مهدی کوشکی در صفحات اینستاگرامشان، در چند روز گذشته، شایعاتی مبنی بر جدایی این دو بازیگر در فضای مجازی مطرح کرده بود.
ریحانه پارسا و مهدی کوشکی که از همان روز اول ازدواجشان به طور مرتب عکس‌های دونفره و عاشقانه خود را در صفحات شخصی‌شان منتشر می‌کردند.
….

[ad_2]

Source link

کمک‌های مالی انتخاباتی بی‌سابقه در آمریكا

[ad_1]

تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مدت زیادی نمانده است. روز سوم نوامبر سال جاری انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا برگزار می‌شود. در همین ارتباط سیل کمک‌های مالی به حساب دو رقیب اصلی انتخابات پیش‌رو جاری شده است.در همین رابطه، تیم انتخاباتی دونالد ترامپ اعلام کرده که کمک‌های مالی انتخاباتی او از مرز یک میلیارد دلار گذشته است.
بر اساس اخبار منتشر شده، دونالد ترامپ تنها در ماه ژوئیه ۱۶۵ میلیون دلار کمک مالی انتخاباتی دریافت کرده و به این ترتیب، مجموع کمک‌های مالی دریافت شده از سوی تیم انتخاباتی او به یک میلیارد و یکصد میلیون دلار رسیده است.بحران برخاسته از شیوع کرونا و همچنین دشواری‌های اقتصادی ناشی از آن از محبوبیت دونالد ترامپ در آمریکا کاسته است. بر اساس نظرسنجی‌های صورت گرفته، ترامپ از رقیب انتخاباتی خود حدود هشت درصد عقب مانده است.از همین رو، حامیان و پشتیبانان ترامپ سر کیسه را شل کرده و سخاوتمندانه به تیم انتخاباتی ترامپ کمک مالی داده‌اند.جو بایدن و حزب دموکرات نیز ظرف دو ماه گذشته کمک‌های مالی انتخاباتی هنگفتی دریافت کرده‌اند. البته باید تاکید کرد دوره دریافت کمک‌های مالی تیم انتخاباتی ترامپ طولانی‌تر از تیم بایدن بوده است.از مدت‌ها پیش روشن بوده که دونالد ترامپ یگانه کاندید حزب جمهوریخواه آمریکا در رقابت‌های انتخاباتی پیش رو خواهد بود. این در حالی است که چنین موضوعی در مورد جو بایدن صدق نمی‌کرد.بایدن پس از پیروزی بر رقبای خود، رسما در ماه پیش به عنوان نامزد حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری سوم نوامبر نامزد  شده است.
به‌رغم آن، جو بایدن نیز موفق شده در ماه ژوئیه ۱۴۰ میلیون دلار کمک مالی دریافت کند. در ماه ژوئن نیز، مبلغی در همین حد به حساب حزب دموکرات و کاندیدای آن واریز شده است.
بر اساس گزارش‌های منتشر شده از سوی ناظران انتخابات آمریکا، چنین سطحی از کمک‌های مالی انتخاباتی در تاریخ این کشور بی سابقه بوده است. افزون بر آن، خود این موضوع حکایت از آن دارد که سرنوشت انتخابات پیش‌روی آمریکا از نظر مردم این کشور ناروشن است. همین موضوع طرفداران هر دو رقیب انتخاباتی را فعال کرده است.
مخالفت با انتخابات پستی
افزون بر آن، تیم انتخاباتی دونالد ترامپ علیه برگزاری پستی انتخابات در برخی از ایالت‌ها اعتراض کرده است. موضوع از جمله بر سر تصمیم ایالت نوادا است.اعضای تیم انتخاباتی ترامپ علیه تصمیم مسئولان این ایالت برای برگزاری انتخابات پستی شکایت کرده‌اند. بر اساس قانون جدیدی که در این ایالت به تصویب رسیده، مردم این ایالت از طریق پست، برگه رای خود را دریافت می‌کنند. آن‌ها می‌توانند از این طریق در انتخابات پستی مشارکت کنند.تیم انتخاباتی ترامپ مدعی است چنین امری راه را برای تقلب و دست‌کاری در نتایج انتخابات هموار خواهد کرد.
دونالد ترامپ حتی مدعی شده بود که پست این ایالت در موقعیتی نیست که برگه‌های انتخاباتی پستی میلیون‌ها نفر را به موقع تحویل داده و به موقع دریافت کند.این در حالی است که بسیاری از کارشناسان بر این باورند  که در ایام کرونا، استفاده از این امکان، اقدامی صحیح بوده و آن را کاملا قانونی و ممکن ارزیابی می‌کنند. ترامپ مدعی  شده بود که استفاده از شیوه انتخابات پستی پرخطاترین نتایج را به همراه خواهد داشت و راه را برای دخل و تصرف غیرقانونی در نتایج انتخابات هموار می‌کند. این در حالی است که گفته می‌شود ترامپ با انجام انتخابات پستی مثلا در برخی دیگر از ایالت‌ها و از جمله در ایالت فلوریدا چندان مخالفتی ندارد.

 

[ad_2]

Source link

تبلیغ عضو هیات‌رئیسه مجلس برای دارو تبریزیان!

[ad_1]

حسینعلی حاجی‌دلیگانی در خصوص ابتلا به بیماری کرونا و شکست این بیماری محنوس گفت: برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری، از داروی امام کاظم(ع) استفاده کردم، این دارو در جهت پیشگیری بسیار موثر بود همچنین باعث شد به نوع سخت کرونا مبتلا نشوم.داروی امام کاظم یکی از داروهای طب اسلامی است که در دوران کرونا بحث زیادی بر سر تاثیرات آن بر مبتلایان در گرفته است.عضو هیات‌رئیسه مجلس شورای اسلامی ادامه داد: همچنین در دوران ابتلا و برای درمان عمدتا از داروهای طب اسلامی و ایرانی مصرف کردم و رو به بهبودی رفتم، این بیماری خسته کننده و آزاردهنده است، به کسانی که مبتلا به کرونا می شوند توصیه می کنم آب و مایعات مصرف کنند، بنده در طول شبانه روز بالغ بر ۶ لیتر آب مصرف کردم که در کاهش تب و افزایش اکسیژن خون بسیار موثر بود.
نماینده شاهین‌شهر،در مجلس حتمال می دهد که در یکی از دو بازدیدی که داشته است، به کویید ۱۹ مبتلا شده است و اظهار داشت: من چند جلسه‌ای که رفتم فکر می کنم در یکی از جلسات مبتلا شدم، پیش از مبتلا به همراه محمدباقر نوبخت و فرمانده ارتش از صنایع هواپیما سازی در شاهین شهر بازدید داشتم، همچنین از مجموعه اسنوا سرکشی کردم و احتمال می دهم در از این دو بازدید بیمار شدم، اما با قطعیت نمی توان گفت از کجا بیماری را گرفتم، همزمان با بنده نیز خانواده مبتلا به کویید ۱۹ شدند، در منزل دوران کرونا را سپری کردیم و از پزشکان هم کمک گرفتیم.
وی در این باره که چه اندازه ماسک زدن در پیشگیری از ابتلا به کرونا موثر است، گفت: ماسک مهمترین عاملی است که مستقیما مانع انتقال ویروس از راه تنفس می شود، اما این نکته را نیز باید در نظر گرفت که لمس اشیا از جمله کلید، دستگیره در و قفل می تواند عامل انتقال بیماری باشد، از این رو افراد باید دست‌هایشان را هر دو ساعت ضدعفونی کنند، باید در لمس اشیاء احتیاط لازم را داشته باشیم.
حاجی‌دلیگانی با انتقاد ازمدیریت دولت در زمینه شیوع بیماری کرونا، عنوان کرد: ضعف‌هایی در زمینه مدیریت بیماری وجود دارد، ضمن تشکر از کارکنان بخش سلامت، باید گفت انتظار می رود که با دلسوزی بیشتر با بیماران بستری شده در بیمارستان‌ها رفتار شود، نباید سهل انگاری یا بی‌انگیزشی‌ها افراد باعث شود جان بیماران به خطر بیفتاد.وی با تاکید بر ضرورت غربالگری، گفت: از آنجایی که در تولید کیت‌های آزمایشگاهی مشکلی نداریم، ضرورت غربالگری احساس می‌شود، در ماه‌های اول شیوع کرونا غربالگری مهم جلوه می‌کرد اما این روزها این امر به فراموشی سپرده شده است.این نماینده مجلس عنوان کرد: با جداسازی افراد آلوده به کرونا، می توان مانع گسترش بیماری در جامعه شد اما قرنطینه کردن فراموش شده است.نماینده شاهین شهر در مجلس با اشاره به اختلاف بین آمار رئیس‌جمهور و وزارت بهداشت، اظهارداشت: اختلافاتی بین مجموعه و خانواده دولت وجود دارد این اختلاف بی‌اثر در نتیجه مقابله با کرونا نیست، این اختلاف آمار نشان می‌دهد انتقاداتی که به آمارهای دولت وجود داشت، درست بوده، از طرف دیگر عدم اختصاص بودجه کافی به زیرساخت‌ها و افراد خط مقدم مبارزه با بیماری کرونا از منابعی که با اذن ولی فقیه از صندوق توسعه ملی اختصاص یافت، مورد انتقاد است.  در شرایطی که به موفق به تولید کیت آزمایشگاهی کرونا شده ایم، باید هر چه سریع‌تر، با انجام آزمایش کرونا در تمام شهرهای کشور، نسبت به جداسازی افراد آلوده به ویروس کرونا و قرنطینه اقدام شود.

 

[ad_2]

Source link

دولت در حال حرکت به شیب سقوط است

[ad_1]

 جلال رشیدی کوچی در گفت و گو با  ایلنا  با اشاره به اینکه عده ای از نمایندگان بر این باورند که یک روز ماندن دولت در شرایط فعلی همواره ضرر بیشتری به کشور وارد می‌کند، افزود: اما در نقطه مقابل عده‌ای از نمایندگان هم معتقدند استیضاح رئیس جمهور به مراتب مشکلات کشور را زیادتر می‌کند و ضرر این اتفاق به مراتب بیشتر از فایده‌ آن است.
نماینده مرودشت ،پاسارگاد و ارسنجان  با اشاره به اینکه بنده در حال حاضر در موضوع استیضاح رئیس جمهور در حال بررسی و فکر کردن و مشورت کردن با افراد صاحب نظر هستم افزود: بی شک گرانی‌ها و مصائب ناشی از آن مردم را با مشکلات زیادی مواجه کرده و دولت در حال حرکت به شیب سقوط است.وی با اشاره به اینکه دولت اراده ای برای حل مشکلات مردم ندارد ادامه داد: با توجه به اینکه دولت در سال پایانی قرار دارد بنابراین اگر نمایندگان قصد استیضاح را داشته باشند روند و فرآیند استیضاح حدود سه الی چهار ماه زمان می برد که ساقط کردن یک دولت از لحاظ سیاسی برای حدود 7 الی 8 ماه از نکات مورد تامل است.وی با اشاره به اینکه بی‌شک در این زمان استیضاح دولت پیامد و هزینه‌هایی را برای نظام ایجاد می‌کند، افزود: در نقطه مقابل هم باید به این نکته توجه کرد که آیا استیضاح رئیس جمهور می‌تواند از گرانی ها، نارضایتی ها افزایش قیمت ها و ….. جلوگیری کند ؟عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس با اشاره به اینکه قطعا استیضاح دولت روحانی یک تصمیم بسیار بزرگ و دشوار است ادامه داد: اما اگر در دو سال گذشته و در مجلس دهم به عنوان نماینده حضور داشتم قطعا موضوع استیضاح رئیس جمهور را کلید و به سرانجام می رساندم.وی با اشاره به اینکه 7 الی 8 ماه فرصت بسیار کمی برای استیضاح دولتی است که حدود 7 سال است بر مسند دولت تکیه زده،افزود: در تلاشم تا با مطالعه دقیق تر تصمیمی را اتخاذ کنم که به صلاح مردم باشد نه اینکه تصمیمی اتخاذ کنیم که راه و مسیر را برای مردم و کشور دشوار تر کند.وی در ادامه با اشاره به اینکه مجلس یازدهم به هیچ وجه قصد تسویه حساب با وزرا و دولت دکتر روحانی ندارد افزود:به رغم اینکه قوام مجلس بعد از تشکیل کمیسیون ها شکل می گیرد بنابراین نباید فراموش کرد مجلس یازدهم حدود دو هفته است منسجم شده است.
وی با اشاره به اینکه بیشترین طرح های اعلام وصول شده مجلس یازدهم طرح های اقتصادی و معیشتی مردم است افزود: اگرچه بعضی از افراد موضوع رد اعتبار نامه تاجگردون نماینده مردم گچساران را تسویه حساب سیاسی عنوان می کنند اما ذکر این نکته ضروری است که مجلس یازدهم هیچ وقت تمام زمانش را به این موضوع اختصاص نداد.
نماینده  مرودشت و پاسارگاد و ارسنجان در مجلس با اشاره به اینکه در موضوع اعتبار نامه تاجگردون  از 230 نماینده حدود 4 الی 5 نماینده موافق و 4 الی 5 نماینده مخالف هم به تحقیقات پرداختند گفت: موضوع رای‌گیری اعتبار نامه تاجگردون در صحن مجلس 15 دقیقه هم به طول نکشید و تنها کمیسیون تحقیق به این موضوع پرداخت و بعید می دانم بقیه نمایندگان تحقیقات میدانی در این موضوع انجام داده باشند.عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس با اشاره به اینکه مجلس یازدهم تمام وقتش را صرف رد اعتبار نامه آقای تاجگردون نکرده،افزود: در روز رای گیری و زمانی که طرح به صحن مجلس آمد آقای تاجگردون حدود 30 دقیقه در دفاع از خود مواردی را بیان کرد و یکی دیگر از نمایندگان هم 15 دقیقه در مخالفت از این موضوع نظراتش را اعلام کرد و حدود 5 دقیقه رای گیری شد که رد اعتبار نامه آقای تاجگردون در روز رای گیری حدود یک ساعت از وقت مجلس شورای اسلامی را گرفت.

 

[ad_2]

Source link

ادعای تعرض با سوءاستفاده از کرونا

[ad_1]

گروه حوادث: دختر جوانی مدعی است به‌دلیل شیوع بیماری کرونا در خیابان آواره شد و وقتی به پسری هنرمند پناه برد، از سوی او مورد آزارواذیت قرار گرفت. این دختر به دادگاه کیفری استان تهران شکایت کرد.

این دختر جوان چندی قبل به مأموران پلیس شکایت کرد و مدعی شد از سوی جوانی مورد آزارواذیت قرار گرفته است. این دختر نخبه که در یک دانشگاه معتبر تحصیل می‌کند، در شکایت خود گفت: وقتی بیماری کرونا شیوع پیدا کرد و دانشگاه‌ها تعطیل شد، من برای انجام کارهایم چند روزی در تهران ماندم و نتوانستم به شهرستان پیش خانواده‌ام برگردم. مدتی هم بود با پسری جوان که اتفاقا طراح و هنرمند بود، آشنا شده بودم.او طراحی‌های خاصی داشت و بسیار زیبا کار می‌کرد و دانش و مهارتش در این زمینه من را جذب خودش کرده بود. بعد از ماجرای شیوع کرونا یک روز با او تماس گرفتم و گفتم دیروقت است و خوابگاه هم تعطیل است، اگر می‌شود با هم قدم بزنیم تا کمی زمان بگذرد و من بتوانم به خانه یکی از دوستانم بروم. چون دوستم گفته بود بعد از اینکه اهالی خانه رفتند یا خوابیدند من می‌توانم برای خواب به خانه‌اش بروم. پسر جوان که بیژن نام دارد، قبول کرد و با ماشین دنبالم آمد. با توجه به شیوع بیماری قرار شد در مکان عمومی نباشیم و چند ساعتی با هم در ماشین بمانیم. بعد او به من گفت برای چه باید به خانه دوستت بروی، می‌توانی به خانه من بیایی و شب را آنجا بمانی و صبح بروی. این جوان به من اطمینان داد خانواده‌اش هم در خانه هستند.من هم حرفش را باور کردم تا اینکه به خانه‌اش رفتیم و بعد از اینکه کمی نشستیم من متوجه شدم دروغ گفته است و کسی در خانه نیست. وقتی خواستم از خانه بیرون بیایم او به من تعرض کرد و من را به‌زور تا صبح در خانه نگه داشت. صبح که شد من بیرون آمدم و به پلیس شکایت کردم. حالا هم وضعیتی دارم که نمی‌توانم به خانه برگردم و از اینکه خانواده‌ام بفهمند برایم چه اتفاقی افتاده است، می‌ترسم. با توجه به شکایت مطرح‌شده، با دستور بازپرس کشیک، دختر جوان به پزشکی قانونی معرفی شد و به ‌دلیل اینکه او ادعا کرده بود مورد تعرض قرار گرفته است، دادگاه کیفری استان تهران مسئول رسیدگی به این پرونده شد. پرونده به شعبه 5 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده و متهم شناسایی شد.با بازداشت پسر جوان، او اتهامش را رد کرد و گفت: من چنین کاری نکرده‌ام و این دختر دروغ می‌گوید. متهم گفت: ما مدتی بود با هم دوست بودیم و رابطه خوبی با هم داشتیم. دختر جوان شب حادثه به من زنگ زد و گفت هیچ‌کسی را ندارد و تنهاست. خوابگاه هم تعطیل شده است و نمی‌تواند شب را در خیابان بماند. من با ماشین دنبال او رفتم و دختر جوان را به خانه خودم بردم اما هیچ کاری نکردم و همه‌چیز خیلی خوب بود تا اینکه صبح زود خودش خانه را ترک کرد و بعد هم جواب تلفن من را نداد. دو روز بعد متوجه شدم علیه من شکایت کرده است.این در حالی است که پزشکی قانونی تأیید کرده دختر جوان مورد آزارواذیت قرار گرفته، اما متهم مدعی است او این کار را نکرده و به‌هیچ‌وجه اتهام را قبول نمی‌کند. این جوان گفت: من طراح و هنرمند هستم و شخصیتم به من اجازه نمی‌دهد به‌زور با دختری رابطه برقرار کنم و هرگز این کار را نمی‌کنم. با پایان گفته‌های متهم، قضات با صدور قرار وثیقه متهم را تا زمان انجام بررسی‌های بیشتر آزاد کردند و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.

[ad_2]

Source link

بازیگر فیلم «محمد رسول‌الله (ص)» درگذشت

[ad_1]

گروه فرهنگی: ارل کامرون بازیگر سرشناس سینمای انگلستان در ۱۰۲ سالگی درگذشت. او در فیلم مشهور «محمد رسول‌الله (ص)» نقش بازی کرده بود.

ارل کامرون یکی از نخستین سیاه‌پوستانی بود که توانست در سینما و تلویزیون انگلستان به موفقیت دست پیدا کند. او در اوایل دهه ۵۰ به صورت حرفه‌ای پا به عرصه بازیگری گذاشت. کامرون سال ۱۹۶۵ در فیلم «گلوله آتشین» از سری فیلم‌های «جیمز باند» روی پرده سینما ظاهر شد. دیوید هیروود بازیگر «الماس خونین» در توصیف این بازیگر نوشت: «او یک اسطوره به تمام معنا بود.» کامرون در فیلم «محمد رسول‌الله (ص)» ساخته مصطفی عقاد نقش نجاشی را بازی کرده بود. از آخرین کارهای سینمایی او می‌توان به «تلقین»، اثر تحسین‌شده کریستوفر نولان اشاره کرد. او در مصاحبه‌ای به مناسبت ۱۰۰ سالگی‌اش بر لزوم افزایش بازیگران سیاه‌پوست جلوی دوربین آثار سینمایی و تلویزیونی تاکید کرده بود. 

[ad_2]

Source link

ایرج راد: محمد علی کشاورز، جایگزینی ندارد

[ad_1]

گروه فرهنگی: ایرج راد با ابراز تاسف فراوان از درگذشت محمد علی کشاورز، او را هنرمندی صادق و بی‌حاشیه دانست که تا سال‌های سال جایگزینی نمی‌توان برایش یافت.

به گزارش ایسنا، این هنرمند گفت: باعث تاسف است که بزرگان و عزیزان فرهنگ و هنر کشورمان را یک به یک از دست می‌دهیم؛ کسانی که در عرصه‌های تئاتر، سینما و تلویزیون خدمات فراوان ارایه کردند و اثرات ارزشمند بر جای گذاشتند، کسانی که به سختی می‌توان جایگزینی برای آنان پیدا کرد.راد با اشاره به همکاری‌های متعددش با کشاورز در تئاتر افزود: سال‌ها در اداره تئاتر در خدمت ایشان بودم و افتخار همکاری در نمایش‌های زیادی را با ایشان داشتم. کسانی که از نزدیک آقای کشاورز را می‌شناسند، به حضور موثر ایشان در همه آثارشان آشنا هستند.او با ستایش ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری کشاورز ادامه داد: ایشان انسانی شریف بودند و ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری والایی داشتند. از مهم‌ترین خصوصیات شخصیتی ایشان صداقت و روراستی‌شان بود و هرگز ندیدم پشت سر کسی سخنی بگویند بلکه اگر با کسی مساله‌ای داشتند، همواره رو در روی آن فرد، موضوع را مطرح می‌کردند.این هنرمند تئاتر، وقت شناسی و منظم بودن را از دیگر ویژگی‌های کشاورز برشمرد و اضافه کرد: ایشان همواره در طول زمان تمرین و اجرا و در پروژه‌های تصویری بسیار منظم و دقیق بودند.راد در پایان تاکید کرد: سخن گفتن از توانمندی‌های هنری آقای کشاورز در گفتگویی کوتاه نمی‌گنجد بلکه نیازمند جلسات متعدد است ولی متاسفم که هنرمندی بی‌حاشیه، ارزشمند و والا را از دست دادیم. محمد علی کشاورز هنرمند با سابقه تئاتر، سینما و تلویزیون ظهر امروز 25 خرداد ماه بعد از یک دوره بیماری در سن 90 سالگی درگذشت.

[ad_2]

Source link

سعید حجاریان: اصلاح‌‌طلبان نمی‌توانند روی ۲ صندلی بنشینند

[ad_1]

«احیای اصل اصلاحات»، «ضرورت تدوین مانیفست اصلاح‌طلبی براساس ۴ معیار»، «پیرایش هویت اصلاحات و ساختن هویتی جدید از دل آن» و «گلایه از عذرخواهان جریان اصلاحات و ضرورت روشن ‌شدن مرزبندی‌های جدید در این جریان» نسخه سعید حجاریان برای خروج اصلاحات از رخوت و به‌روز شدن آن است. مصاحبه با او را از مرزبندی‌های اخیر تندرو و کندرو در جریان اصلاحات شروع کردیم؛ برچسبی که اگرچه زمانی از سوی جریان رقیب به این جریان وارد می‌شد اما چندصباحی است در دل این جریان بروز یافته و خود اصلاح‌طلبان را به رودررویی با هم واداشته است. به باور حجاریان، شدت‌گرفتن بحث تندرو و کندرو چند خاصیت دارد؛ از جمله اینکه مسئله نمایندگی اصلاح‌طلبان را تا حدودی ترمیم می‌کند. حجاریان می‌افزاید: مثلا اگر اصلاح‌طلبی در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، ۱۸تیر، توقیف نشریات یا دیگر مسائل مانند انتخابات مجلس ششم اصلاح‌طلبان را مقصر بداند، خودبه‌خود بی‌اعتبار می‌شود و به اعتبار جریان پیشروی اصلاح‌طلبان اضافه می‌کند.
وی سپس به دوستانش – اصلاح‌طلبان – توصیه می‌کند اگر در گفتار و کردارشان گرهی از کار کشور باز نمی‌کنند و کمکی به تعمیق تفکر نمی‌کنند، لااقل به ته‌مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند! حجاریان معتقد است اصلاح‌طلبی علاوه بر دمکراسی و لوازمش باید درباره ۴ مولفه «عدالت»، «بحث شهروندی»، «الگوی سیاست‌ورزی»‌ و «سیاست خارجی» نظر دقیق و صریح داشته باشد.
او در اهمیت این مهم می‌افزاید: اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان دیگر نمی‌توانند همزمان روی ۲ صندلی بنشینند و هم این باشند و هم آن؛ حالا ممکن است کسی اسم این رویکرد را تندروی بداند، خب بداند! مشروح گفت‌وگوی ما با تئوریسین نامدار جریان اصلاحات در پی می‌آید.

  • گفت‌وگوی ما درباره تندروی و کندروی در سیاست ایران است که به ‌نظر می‌رسد مرزبندی‌های سیاسی سختی را ایجاد کرده است. این مرزبندی به‌نظر می‌رسد حتی درون جریان اصلاحات هم به‌مثابه یک تاکتیک در حال انجام است.

مرزبندی در سیاست، گریزناپذیر است و نیروها و اندیشه‌های سیاسی، به‌ویژه بخش‌هایی که سازمان‌یافته‌اند، در مقاطعی باید دست به مرزبندی بزنند. این مرزبندی‌ها گاه به‌صورت پیش‌دستانه است و گاهی جنبه هویتی و دفاع از خود می‌گیرد. من موافق هر دو اینها هستم و معتقدم ضروری است جریان اصلاحات از برخی تفکرها و جریان‌ها زدوده شود. اگر توجه کرده باشید، طی سالیان گذشته من بارها تحت عناوین مختلف از بازسازی و بازآرایی گفته‌ام؛ زمانی از مرگ اصلاحات و چگونگی زنده ساختن آن گفتم و مدت‌ها بعد از ضرورت تشکیل هسته سخت اصلاحات؛ همه اینها معطوف به‌نوعی مرزبندی بوده که حتماً تندروی و کندروی هم در آن مستتر است.

  • ریشه بحث تندروی و کندروی کجاست؟ از چه مقطعی اصلاح‌طلبان با این خط‌کش از دیگر نیروهای سیاسی تفکیک شدند؟

بعد از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ از آن مقطع، زمزمه‌هایی بلند شد که جریان پیروز انتخابات تندرو و رادیکال است. این عبارت‌ها اول بار از سوی شکست‌خوردگان مطرح شد و گفتند، ستاد خاتمی بر تخریب ناطق نوری متمرکز شده و ذیل آن پروژه قاطبه جریان راست سنتی را بی‌اعتبار کرده و حتی تمامیت نظام را هدف قرار داده است. این زمزمه‌ها در انحصار این جریان نماند و به‌مرور، به جریان راست مدرن و اصلی‌ترین نماینده آن، حزب کارگزاران سازندگی رسوخ کرد و آنها نیز گفتند جریانی درون دوم خرداد، به‌ترتیب در دولت، شورای شهر، مجلس و دیگر نهادها فرض را بر تندروی و تقابل گذاشته است. این رویه متأسفانه به درون جریان محوری اصلاحات هم کشیده شده است و بعضی اصلاح‌طلبان به‌عنوان انتقاد از خود، به عقبه ‌خود می‌تازند که به‌عنوان نمونه می‌توانم به اظهارات متأخر بعضی دوستان عزیز اشاره کنم. حتی می‌توان به گفتارهای منتسب به آقای خاتمی هم ارجاع داد که ایشان هم بعضی را تندرو می‌داند!

  • مبنای استدلال منتقدان که بخشی از جریان اصلاحات را هم دربر می‌گیرد، روشن است. اینها معتقدند بخشی از نیروهای منتسب به این جریان به‌ مبانی اصلاح‌طلبی پایبند نیستند؛ گاه انقلابی می‌شوند ولی از رویکرد پارلمان‌تاریستی صحبت می‌کنند.

من صحبت کردن در این‌باره را بسیار مفید می‌دانم و امیدوارم سایر دوستان هم به‌تدریج اظهارنظر کنند. واقعیت این است که اصلاح‌طلبی چارچوب مشخصی دارد؛ اگر از آنها عدول کنیم دیگر اصلاح‌طلب نیستیم و من توصیه می‌کنم این قبیل دوستان، به پارادایم‌های گذشته‌شان بازگردند یا لااقل به احزاب همسو بپیوندند تا هزینه اصلاح‌طلبان تندرو بر آنها بار نشود! مثلاً شما به نمونه سازمان مجاهدین انقلاب توجه کنید. طیفی از دوستان مانند آقایان قدیانی، آقاجری و با کمی اختلاف تاج‌زاده رویکرد انتقادی‌تر پیش گرفته‌اند و طیفی دیگر مانند آقای نبوی معتدل هستند و حتی به سمت حزب کارگزاران سازندگی گرایش پیدا کرده‌اند. خب، این اختلاف‌نظر از جنس انشعاب -که پیش‌تر در این حزب رخ داد- نیست اما از نوعی مرزبندی حکایت دارد. حالا شاخص تندروی و کندروی چه‌کسی و کدام رویکرد است؟ قدیانی، آقاجری و تاج‌زاده به‌زعم برخی تندرو هستند چون انتقادات مبنایی مطرح می‌کنند و نبوی تندرو نیست چون حتی از دولت روحانی هم انتقاد نمی‌کند. من معتقدم باید هر دو صدا را به‌رسمیت شناخت اما ضروری است که مرزها شفاف‌ شود. در نیروهای حزب مشارکت هم، چنین الگویی صادق است. افرادی رویکرد انتقادی دارند و به‌دنبال اصلاحات عمیق‌تر هستند، اما عده‌ای همچنان گرایش انجمن اسلامی دارند؛ چه در اعلام موضع و چه در الگوی فعالیت جمعی. مع‌الوصف، ضرورت دارد هر کس جایگاه خودش را مشخص کند. نمی‌شود از عنوان و سابقه اصلاح‌طلبی خرج کنید، در مناسبت‌ها و دیدارهای رسمی خود را نماینده طیف پیشروی این جریان معرفی کنید و نهایتاً، مانند اصولگرایان موضع بگیرید.

  • شما از چارچوب‌های لایتغیر اصلاح‌طلبی و ضرورت مشخص کردن جایگاه‌ها گفتید. این چارچوب‌ها چیست و چگونه می‌توان آنها را در قالب نوعی دستور کار صورت‌بندی کرد.

امروز، قریب ۲۳ سال از دوم خرداد گذشته و چارچوب‌ها کم‌وبیش مشخص است. شاید، بتوانیم برای اصلاح‌طلبی متنی از جنس مانیفست تهیه کنیم تا افراد و احزاب خود را با آن تطبیق دهند و دیگران نیز بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند. اما در کوتاه‌مدت معتقدم اصلاح‌طلبی علاوه بر دمکراسی و لوازم‌اش باید درباره چند مؤلفه نظر دقیق و صریح داشته باشد. نخستین آنها «عدالت» است. به هر حال یکی از بن‌مایه‌های انقلاب، خیزش علیه نابرابری و فاصله طبقاتی بود که اکنون با هر دو درگیر هستیم. پس، فرد یا حزب اصلاح‌طلب باید به‌لحاظ نظری و عملی بداند و بگوید پاسخ‌اش به مسئله عدالت چیست. این امر مستلزم آن است که فساد و ناکارآمدی خودی و غیرخودی نشود و نقد دائماً در جریان باشد حتی اگر نزدیک‌ترین افراد مورد انتقاد قرار بگیرند.
دومین آنها بحث «شهروندی» است. چه بپذیریم، چه نپذیریم شهروند درجه دوم و شهروندانی که اساساً به رسمیت شناخته نمی‌شوند، بخشی از واقعیت موجود هستند. فرد یا حزب اصلاح‌طلب باید مشخص کند آیا به «شهروند برابرحقوق» معتقد است یا او هم شابلون و متر و معیارهای محدودکننده دارد؛ مثلاً باید بگوید آیا نظارت استصوابی صرفاً به‌دلیل حذف اصلاح‌طلبان ناصواب است یا چون شایسته‌ستیز است، باید لغو شود. سومین مؤلفه، «الگوی سیاست‌ورزی»‌ است. سیاست‌ورزی، شاید از شدت تکرار از معنا خالی شده باشد، اما مردم باید بدانند اصلاح‌طلبان مطابق چه اصول و با چه اهدافی سیاست‌ورزی می‌کنند. آیا کسی که به هر قیمت خود را درون بازی از پیش تعیین‌ شده سیاست پرتاب می‌کند، اصلاح‌طلب است؟ آیا کسی که ناظر شرایط موجود است و سیاست داخلی را متغیر درجه دوم می‌داند، اصلاح‌طلب است؟ لااقل، پاسخ من به هر دو پرسش منفی است. اصلاح‌طلبی باید بر سر اصول و شروط و راهبردهایی بایستد و اگر چنین نکند بی‌هویت می‌شود. چهارمین مؤلفه «سیاست خارجی» است. واقعیت این است دیگر نمی‌توان در سیاست‌ خارجی از راهبردهای دوگانه سخن گفت و تعارف کرد. یا سیاست خارجی کشور در خدمت توسعه و منافع ملی است، یا فاقد چنین نقشی است و در خدمت توسعه نیست. فرد اصلاح‌طلب بدون مسامحه باید اعلام کند، حامی کدام راهبرد است و صف خود را از راهبردهای هزینه‌ساز جدا کند. به این مؤلفه‌ها می‌توان مواردی دیگر را اضافه کرد اما باید به یک گزاره وفادار بود؛ اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان دیگر نمی‌توانند همزمان روی دو صندلی بنشینند و هم این باشند و هم آن. حالا ممکن است کسی اسم این رویکرد را تندروی بداند، خب بداند!

  • به همان بحث تندروی برگردیم. آیا سنجه و شاخصی برای تفکیک تندروی از کندروی وجود دارد؟

این‌ دو معمولا در سطح الفاظ بوده‌اند اما باید سنجه‌هایشان تعریف و تدقیق شود. اولا باید یک نگاه تاریخی را ضمیمه کارمان کنیم تا بدانیم این خط‌کشی‌ها به چه دلیل آغاز شده است. زمانی کسانی که دوم خردادی‌ها را رادیکال خواندند، به این نتیجه رسیدند که خاتمی خوب است و مشکل از اطرافیان‌ اوست. اطرافیان هم اسم رمز حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بود. یعنی اگر آنها حذف شوند، مشکلی با خاتمی وجود ندارد. اما هرچه پیش‌تر آمدیم، دیدیم دایره تندروها گسترده شد! کسانی را تندرو خواندند که اندک فعالیتی در عرصه عمومی نداشتند و این نشان می‌داد مشکل جای دیگری است و دوگانه تندرو-کندرو برساخته ذهنی است. اما ببینیم تندروها چه کسانی بودند. مبدأ بحث ما دوم خرداد بود، و من هم به همان زمان ارجاع می‌دهم.
به ‌نظر من نخستین جرقه‌های تندروی که معطوف به عمل سیاسی بود، مربوط می‌شود به ستاد انتخاباتی آقای خاتمی در بندرعباس. آنجا ستاد را به آتش کشیدند و یکی از اعضای ستاد در آتش سوخت و از دنیا رفت. علاوه بر این چندین نوبت به میتینگ‌ها و سخنرانی‌های ستاد خاتمی حمله شد که شرح این وقایع کمابیش به قلم مرحوم بابک داد ثبت و ضبط شده است. ولی شاید بد نباشد به جلد جدید خاطرات مرحوم هاشمی – انتقال قدرت – ارجاع بدهیم. بنا به روایت ایشان، از ۳۱فروردین ۱۳۷۶ حملات انصار حزب‌الله به خاتمی شروع شد و همینطور جسته و گریخته صحبت‌هایی از فشار بر خاتمی به میان می‌آمد تا حدی که شائبه حمایت مستقیم رهبری از آقای ناطق مطرح شد. حتی هاشمی به دیداری با آقای روحانی ارجاع داده و در صفحه۱۵۴ کتاب می‌نویسد: «دکتر حسن روحانی آمد. اظهار نگرانی کرد از اینکه پس از موضع‌گیری رهبری، اگر آرای مردم با نظر ایشان هماهنگ نباشد، ضربه بزرگی به نظام خواهد بود و اینگونه موضع را اشتباه می‌داند…» بخش زیادی از خاطرات این برهه زمانی مربوط است به حمایت‌های یک‌سویه، وزن‌کشی‌ها، تندروی‌ها و مقابله با نظر مردم. تا اینکه هاشمی در تاریخ ۳۰ اردیبهشت می‌نویسد: «آقای موسوی خوئینی‌ها، تلفنی خبر داد که با حکم دادگاه انقلاب، امشب دارند ستاد انتخابات آقای خاتمی را تخلیه می‌کنند.» خب اینها نشانه‌های تندروی است. حالا باید بپرسیم دوم خردادی‌ها تندرو بودند یا جریان مقابل‌شان. من برای جلوگیری از طولانی‌شدن بحث از ارجاع به روزنوشت‌های بعدی هاشمی و ذکر بعضی دیگر از مسائل خودداری می‌کنم اما خوب است علاقه‌مندان سیل عذرخواهی‌های معاونان و مدیران وزارت اطلاعات آقای فلاحیان را در این جلد از خاطرات آقای هاشمی بخوانند. به‌عنوان نمونه هاشمی در روزنوشت ۱۷خرداد می‌نویسد: «جمعی از مدیران وزارت اطلاعات آمدند. از احتمال اینکه در کابینه جدید، وزیر خارج از اطلاعات بیاورند و جمع‌شان را پراکنده کنند، اظهار نگرانی نمودند. از دخالت در انتخابات به نفع آقای ناطق نوری شرمنده‌اند. برای اینکه وزیر جدید، فردی از خودشان باشد، استمداد کردند.» اینها همان افرادی بودند که کارناوال عاشورا را ساختند و در گذشته نیز سوابق مشعشعی داشتند! خب، اینها مگر نشانه تندروی نیست؟

  • به‌نظر منظور منتقدان تندروی، چه از درون و چه از بیرون جریان اصلاحات، عملکرد دوم‌خردادی‌ها یا اصلاح‌طلبان پس از ورود به قدرت است.

اگر اینطور باشد، باز هم می‌شود مبتنی بر داده‌های تاریخی و تحلیلی نشان داد تندروها چه کسانی بودند. ببینید؛ چند مسئله درباره چپ‌ها (خط‌امامی‌ها یا اصلاح‌طلبان) مطرح است؛ اعدام وابستگان رژیم پهلوی، اشغال سفارت آمریکا، انفجار نخست‌وزیری و حتی قتل‌های سال۱۳۶۷! من هم منتقد اقداماتی مثل اعدام و اشغال سفارت هستم، اما این مسائل را باید امتداد انقلاب دانست و گفت منشأ صدور این احکام و دلیل بروز این اتفاق‌ها در همان اندیشه انقلابی است و نمی‌توان آنها را به اقدامات یک فرد یا چند جوان دانشجو تنزل داد. درباره پرونده انفجار نخست‌وزیری هم که بحمدالله همه دوستان ما را چندسال پس از واقعه زندانی کردند، در انفرادی نگه داشتند و مفصل بازجویی کردند؛ آن هم در دوره سیطره چپ‌ها! الان هم معتقدم هر نوع اتهامی متوجه چپ‌هاست، کنفرانس خبری بگذارند و اعلام کنند. اعدام‌های سال۱۳۶۷ هم بحث خاص خود را می‌طلبد، اما اجمالا می‌توانم بگویم اولا آن اقدامات اساسا نمی‌توانست در سطح اقدامات و تصمیم‌های یک جریان سیاسی رخ دهد، ثانیا دست‌اندرکاران در قید حیات هستند و حتی از اقداماتشان دفاع می‌کنند. اما کسی که درباره این مسائل حساس است، چه خوب است کارنامه آقای لاجوردی را هم بررسی کند و گریزی به دوره فعالیت آقای فلاحیان در وزارت اطلاعات بزند. شعبه۷ دادستانی و وزارت اطلاعات آقای هاشمی در اختیار جریان راست بود و کیس‌های زیادی هم قابل بررسی است. نقد من به هاشمی اینجاست. ایشان دوم خردادی‌ها را رادیکال می‌دانست اما هیچ‌گاه مسئولیت وزارت اطلاعات دوره خود را نپذیرفت. مگر می‌شود آن حجم از وقایع ریز و درشت رخ دهد و رئیس‌جمهور -آن هم با سطح اختیارات دوره سازندگی- بی‌اطلاع باشد؟ چرا هاشمی سکوت کرد؟! به هر حال یک نفر باید پاسخگوی کارنامه سعید امامی و باندش می‌بود.

  • در دوره اصلاحات چطور؟

در این مقطع هم از سوی اصلاح‌طلبان تندروی رخ نداد و نمی‌دانم چرا دوستان بر سر عذرخواهی رقابت می‌کنند. جریان انصار حزب‌الله انتهای منطقی تندروی خیابانی بود و وقت زیادی از دولت اصلاحات گرفت. شما امروز نمی‌توانید تصور کنید وزیر دولت مستقر را در خیابان کتک بزنند، اما اینها نوری و مهاجرانی را کتک زدند. شما نمی‌توانید تصور کنید رسماً اسامی سوژه‌های ترور منتشر شود و تهدید به قتل کنند، اما کردند. ببینید؛ اینها دکترسروش را کتک زدند و حتی قصد از بین بردن او را داشتند؛ به چه جرمی؟ بحث اندیشه‌ای. در این دوره، سطوحی از قدرت رسما در موضع جنگ با دولت قرار داشتند. وزارت اطلاعات آقای دری نجف‌آبادی رسما حرف رئیس‌جمهور را نمی‌خواند! خب، اینها همه یعنی چه؟ کمی صریح‌تر حرف بزنم. من معتقدم حتی اکبر گنجی هم رادیکال نبود، او واقعیت‌ها را ‌نوشت… شما توجه کنید که بخشی از اتهامات ما یا به بیان برخی، تندروی‌های ما مربوط است به انتقاد از هاشمی. هاشمی در دوره اصلاحات حقیقتا دمکرات نبود اما دوری از قدرت و نگاه درجه دوم به وقایع ایشان را به نقطه‌ای رساند که موضع‌گیری‌های دقیق و اصلاحی کند تا اینکه از سال۱۳۸۴ به بعد، اساساً هاشمی جدیدی متولد شد.

  • در انتخابات سال۱۳۸۸ چطور آن زمان هم اصلاح‌طلبان متهم به تندروی شدند…

بسیار خب! باید مصداقش را بگویند. در آن انتخابات، همان وقایع ستاد به‌آفرین در قیطریه تکرار شد اما به‌شکل سیستماتیک. مگر می‌شود ستاد انتخاباتی یک نامزد را پلمب کرد؟ مگر می‌شود با حکم سفید امضا افراد یک ستاد را دسته‌جمعی بازداشت کرد؟ من معتقدم دوستان عذرخواه باید تاریخ بیست و چندساله اصلاحات را چند مرتبه دوره کنند تا بدانند تندروی‌ها از سوی چه کسانی سر زده است.

  • دوستان به ته مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند

من معتقدم شدت گرفتن بحث تندرو و کندرو چند خاصیت دارد. اول اینکه مسئله نمایندگی اصلاح‌طلبان را تا حدودی ترمیم می‌کند. مثلا اگر اصلاح‌طلبی، در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، ۱۸تیر، توقیف نشریات یا دیگر مسائل مانند انتخابات مجلس ششم، اصلاح‌طلبان را مقصر بداند، خودبه‌خود بی‌اعتبار می‌شود و به اعتبار جریان پیشرو اصلاح‌طلبان اضافه می‌کند چرا که لااقل امروز مشخص است مسئله برخورد با نشریات به چه قصدی بوده و قاضی مخلوع چه پروژه‌ای را پیش برده است. یا در قضیه مجلس ششم مشخص شد مسئله نطق آتشین و مسائل حقوقی و استعفا نبوده است، روندی در جریان بود که به‌تدریج نهاد قانونگذاری خالی از محتوا شود. اما من به دوستان توصیه می‌کنم اگر در گفتار و کردارشان گرهی از کار کشور باز نمی‌کنند و کمکی به تعمیق تفکر نمی‌کنند لااقل به ته ‌مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند! من معتقدم اصلاح‌طلبی باید نقد شود. این کار به قوت گرفتن اصلاح‌طلبی کمک می‌کند. اصلاح‌طلبان هم باید نقد شوند و تک‌تک‌شان به نقد کشیده شوند اما نه از موضع‌ تندروی.
شاید بتوان آنها را از منظر فرصت‌سوزی نقد کرد زیرا آنها خیلی کارها را باید می‌کردند و نکردند. اما من با دست‌وپا کردن هویت‌ جدید مخالفم و اعتقاد دارم با پیرایش همین هویت، هویتی جدید ساخته می‌شود. یعنی از درون خاکستر، جرقه‌ها بیرون می‌زنند و روشنی می‌آفرینند. از آن سو، قدرت گرفتن راست‌های رادیکال باعث می‌شود که بسیاری از اصلاح‌طلبان دست‌آموز کم‌کم‌ به کنجی بخزند یا به‌دنبال کاسبی بروند یا حتی به اردوی رقیب نقل مکان کنند. به‌قول معروف فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون! هنگامی که با بلا امتحان شوند، مؤمنان کمتری باقی خواهند ماند. این بلاها شامل حذف از بوروکراسی، قطع شدن مواهب، تنگ‌تر شدن فضای رسانه، فیلترینگ، تجسس‌های مضاعف و… خواهد بود. این رویه نوعی خودپالایشی را به‌دنبال دارد و از دل آن هویت اصلی اصلاح‌طلبان احیا می‌شود و آنها که دوام می‌آورند مانند درختان استوار گذر کرده از توفان می‌مانند تا ان‌شاءالله نسل جدید اصلاح‌طلبی پروار شده و راه را ادامه دهد.

[ad_2]

Source link

قتل زن جوان تهرانی توسط شوهر بد دلش

[ad_1]

رسیدگی به این پرونده از ۲۴ اردیبهشت سال گذشته با اعلام مسئولان هتلی در شرق تهران مبنی بر وقوع قتل در یکی از اتاق‌های هتل آغاز شد. مأموران پس‌از حضور در صحنه و بررسی دوربین‌های مداربسته متوجه شدند که مقتول توسط همسرش به قتل رسیده است.متهم مرد جوانی به‌نام پدرام است که ۳ روز قبل از جنایت در یکی از اتاق‌های هتل ساکن شده بود و دو روز بعد نیز همسرش فرانک به او ملحق شده بود که دوربین‌های هتل نشان می‌داد پدرام ساعاتی بعد از حضور زن جوان، هتل را ترک کرده است و مدتی بعد هم جسد توسط نظافتچی هتل پیدا شده است.پس‌از تحقیقات مأموران در پی پدرام بودند که متهم به قتل روز جمعه ۱۷ خرداد خودش را به پلیس معرفی و به جرم خودش اعتراف کرد و گفت: ۳ سال قبل با فرانک ازدواج کردم و یک فرزند هم داریم. مدتی از زندگی مشترکمان گذشته بود که بین ما اختلاف پیش آمد و در نتیجه تصمیم گرفتیم به‌صورت توافقی از هم جدا زندگی کنیم.فرانک به همراه فرزندمان به تهران آمد و من در پردیس ساکن بودم تا اینکه بعد از حدود یکسال فرانک به من خبر داد که به‌صورت غیابی طلاق گرفته است. بارها از او خواستم تا حکم طلاق یا شناسنامه‌اش را به من نشان دهد تا مطمئن شوم که طلاق گرفته اما او هربار با بهانه‌ای طفره می‌رفت.

با اعترافات متهم به قتل، وی صبح دیروز در شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.در ابتدای این جلسه و پس از قرائت کیفرخواست، پدر فرانک از دادگاه برای دامادش درخواست قصاص کرد و در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: همسرم به من خیانت کرده بود و من نتوانستم با این موضوع کنار بیایم. چند روز قبل از اینکه او را به قتل برسانم فرانک را در پارک همراه یک مرد دیدم که او وقتی من را دید به سرعت سوار خودروی همان مرد شد و از آنجا رفت.بعد از آن خیلی ناراحت و عصبی بودم تا اینکه چاقویی خریدم و با فرانک تماس گرفتم و به این بهانه که می‌خواهم به تو انگشتر طلا و ۳ میلیون تومان پول بدهم او را به هتل کشاندم و بعد هم با چاقو فرانک را کشتم و از آنجا فرار کردم و به خانه مادرم رفتم. عذاب وجدان اجازه نداد که بتوانم راحت زندگی کنم به همین خاطر خودم را معرفی کردم.وی در ادامه عنوان کرد: من چند سالی است که به هروئین معتاد هستم و همین مسأله باعث شد تا همسرم از من جدا شود.در این سال‌ها با سرایداری و کارگری زندگی می‌کردم و هر از چند گاهی هم بابت فرزندم به فرانک پول می‌دادم. اما چند ماه قبل از او خواستم که فرزندم را به من برگرداند حتی برای این کار درخواست هم دادم اما فرانک قبول نمی‌کرد و مدعی بود چون او در این چند سال فرزندمان را بزرگ کرده اجازه نمی‌دهد که او با من زندگی کند.در ادامه قاضی از او پرسید که آیا مطمئن هستی که همسرت با فرد دیگری در ارتباط بوده که متهم گفت: بله من خودم آنها را در پارک دیدم و پیامک‌های ما بین آنها هم در پرونده وجود دارد.

پس از آن قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.

[ad_2]

Source link