محلی مشاهده ستون: در بحران انتخاب جاده مراقبت جامعه

آن را دشوار است به تصویب و در تاریخ ناهار با یک دوست من نشستم با بیش از یک سال, اما روز بعد بدتر شد. من دو بلیط برای کنسرت ارکستر مینه سوتا انجام یکی از این ترکیب است که تا به حال مجموعه ای قلب من شعله ور زمانی که من یک نوجوان بود و من که قرار بود برای به اشتراک گذاشتن تجربه من با برادر در قانون در رعایت از او که سه سال با سرطان-رایگان. همانطور که معلوم شد ارکستر سالن در مینیاپولیس بسته شد اما ارکستر و آن مشهور جهان سولیست پیانو پخش شده از رادیو و مخاطبان ما به عنوان تمرین های اجتماعی فاصله در خانه ما recliners.

آن را کاملا یکسان است.

به عنوان حرکت به عنوان کنسرتو بود من پرچ شده توسط نیمه دوم کنسرت “سمفونی شماره 7” توسط آهنگساز روس دیمیتری شوستاکوویچ. تشکیل شده به عنوان نمادی از تمرد به نازی تجاوز سمفونی است که لقب “لنینگراد” را به عنوان آن انجام شد در قلب شهرستان است که در حال حاضر سن پترزبورگ در طی چه شد طولانی ترین محاصره در تاریخ است. آدولف هیتلر با ویژگی خودشیفتگی شده بود تا با اعتماد به نفس از یک سویفت پیروزی آلمان است که او تا به حال چاپ شده در پیشبرد دعوت به جشن در یاد هتل آستوریا در لنینگراد پس از آن او تا به حال رسم کاملا نابود کردن شهر و همه ساکنان آن (و نه به زحمت و با زندانیان). در سرپیچی از هیتلر سمفونی انجام شد لنینگراد رادیو, ارکستر, در تاریخ دقیق پیش بینی پیروزی, جشن, با بلندگو پخش موسیقی از طریق متروک خیابان ها و حتی wafting در سراسر نازی خطوط. این ممکن است یک پایان خوش به حال داستان را متوقف وجود دارد.

متاسفانه این کنسرت بود که تنها 11 ماه به 2½-سال-محاصره. در تمام این تلفات و شماره بیش از 1 میلیون مرده با یکی دیگر از 2½ میلیون زخمی یا مجروح شدند. به محاصره کشیده بازماندگان زندگی می کردند در نان ساخته شده قابل ملاحظه ای از خاک اره. وجود دارد بیش از شواهد از آدم خواری از جمله یک مادر خفه کننده 18 ماهه کودک به تغذیه کودکان دیگر و شوهر, قتل همسر خود را به خوراک پسران خود و برادرزاده.

در تاریخ آمریکا شدید گرسنگی گسترده شده بود در اوایل سال حل و فصل جیمز تاون. یک استخوان ران و استخوان های کشف شده وجود دارد با نشانه های یک ساطور گواهى به آدم خواری.

انسان شناس آمریکایی مارگارت مید اعلام کرده است اولین نشانه از تمدن به عنوان کشف یک انسان استخوان ران که شفا بود. حیوانات درد و رنج پاهای شکسته در وحشی بودند در معرض خطر شکارچیان. یک شفا استخوان ران به مدارک و شواهد در مراقبت از جامعه است. با توجه به مید “کمک به کسی که از طریق دشواری است که در آن تمدن شروع می شود.”

من دیر به شعر است. (من همسر جانباز معلم انگلیسی اغلب اظهار تاسف کرد: “من نمی توانم باور کنم ازدواج شما!”) یکی از اولین اشعار من حافظ بود “راه نرفته” توسط رابرت فراست. “دو راه جدا در چوب و من — من در زمان یک سفر کمتر.”

به نظر من که طی این روزها از ترس و عدم اطمینان دو جاده در حال حاضر خود را. ما می توانیم جاده نمایندگی های محلی تفنگ مغازه ها که خالی از سلاح و مهمات برای خودمان و تصمیم گیری که در حال یکبار مصرف آنهایی که در میان ما. و یا ما می توانیم جاده کمتر سفر جاده نمایندگی های باستانی شفا استخوان ران: این جاده از مراقبت و جامعه است.

به عنوان من نوشتن من علامت نقطه عطف تولد یک دهه است که به من می دهد در گروه نه چندان مشکوک تفاوت بودن یکبار مصرف. من این سوال مارتین لوتر تحت تاثیر قرار بر من در تایید سال: “این به چه معنی است؟”

این کشیش دیوید Tryggestad از دلوت یک کشیش بازنشسته و به طور منظم به اخبار تریبون نظر صفحه.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>