مهربانی می دهد تخم مرغ, شال و پیراهن خود را پشت

من قدردانی از یک مرد در یک کنفرانس مهربانی خود تی شرت و روز بعد او به دست من. من فکر می کنم او هر بار که من آن را می پوشند.

لورا سعادت از Pequot دریاچه, Minn., به خاطر یک زن خاص در هر زمان او قرار می دهد بر روی شال.

“در حالی که خرید در مورد علاقه من در فروشگاه مواد غذایی دیگر بعد متوجه شدم یک زن مسن با استفاده از موتوری سبد خرید. او تا به حال در قلاب بافی پیشانی بند و روسری مجموعه. البته من می خواستم به تعریف ،

“معلوم است که در بافندگی و بافندگی پس از او 12. او گفت: اگر او تا به حال قرمز مجموعه, او را به آن داده اند به من دلیل آن را همسان کت من.

“سپس او گفت:” شما می توانید لباس بنفش?’ به عنوان به زودی به عنوان من گفت: بله او در زمان خاموش پیشانی بند و شال گردن و به دست من.

“من به آرامی دست او را لمس کرد و گفت:” بدون شما نمی توانید انجام دهید که. او در پاسخ گفت: “بله من می توانم. من همه را فراموش! من ساخته شده 5,000 از این و با توجه به همه آنها را دور.

“او اسلحه برای یک آغوش که من با خوشحالی می پذیریم پذیرفته شده همراه با خیره کننده بنفش شال تنظیم شده است. رفتم به او بگویم که چگونه من به امرار معاش بود و بافندگی و همچنین چگونه برادر من و همسرش, قلاب بافی کلاه و دستکش و اهدا آنها به یک سازمان محلی در هر سال است.

“این می رود بدون گفت: اعمال محبت هنوز هم وجود دارد. من تنها در حسرت ابتلا به آن زن است نام. من فکر کردم من می خواهم به نوشتن این نامه برای زن زیبا با پیشانی بند و روسری مجموعه به می گویند با تشکر از شما.”

بایگانی: جزئیات بیشتر از نیکول J. Phillips’ مهربانی مسری است ستون

در بخش دیگری از کشور, محبت, نیز اتفاق می افتند در فروشگاه مواد غذایی. برنارد رابینسون فرستاده شده در این داستان از South Hill, Va.

“خواندن کتاب خود را ‘مهربانی شجاع است” من به یاد زمانی که من تحت درمان قرار گرفت به یک عمل تصادفی از مهربانی.

“این یک روز زمستانی و کولاک بود. البته هر کس تا به حال به نان و شیر. من متوقف شده توسط فروشگاه مواد غذایی محلی را انتخاب کنید تا برخی از تخم مرغ است. همانطور که من راه می رفت تا به جایی که در آن وجود دارد قرار شد تخم مرغ, من هیچ چیزی یافت نشد. ندا! خالی! نه یک تخم مرغ یافت می شود!

“من ایستاده بود شگفت زده و دلسرد. من لازم نیست تخم مرغ به دلیل آن را در مورد به برف. من نیاز تخم مرغ فقط به خاطر.

“نگاه در چهره من باید نشان داده اند که من ایستاده بود وجود دارد در ناباوری با دهان نیمه باز. از گوشه ای از چشم من, من می توانم ببینم کسی راه رفتن به من. یک غریبه کامل من دست خود را, کارتن تخم مرغ و رفت. من تا به حال بدست تعجب وجود دارد که هیچ تخم مرغ در فروشگاه. در حال حاضر من در برخورد با یکی دیگر از این نوع غریبه توزیع من دقیقا آنچه که من نیاز.

“این ممکن است به نظر می رسد مانند یک حرکت کوچک اما من واقعا خوشا آن روز.”

لطفا ادامه برای به اشتراک گذاشتن داستان خود را از مهربانی با من در [email protected] و یا ارسال نامه ای به مهربانی مسری c/o نیکول J. Phillips, انجمن 101 5 سنت N. Box 2020, Fargo, ND, 58107.

نیکول J. Phillips سابق فارگو تلویزیون لنگر یک سخنران و نویسنده و میزبان مهربانی پادکست. او زندگی می کند در آبردین, S. D., با سه فرزند و همسرش Saul فیلیپس, در سر مردان بسکتبال مربی در دانشگاه شمال. شما می توانید ببینید نیکول در nicolejphillips.com.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>