از مارتینز به ‘General Hospital,’ موریس Benard نشان دهنده در خاطرات

برای 25 سال در منطقه خلیج بومی موریس Benard شده است یکی از بزرگترین ستاره ها در طول روز تلویزیون — برنده Emmys و هیجان طرفداران را به عنوان اموات تپش قلب مایکل “سانی” Corinthos جونیور در “بیمارستان عمومی.”

اما راه برای ستاره شدن بود به سختی صاف و یک. در خاطرات “هیچ چیز به طور کلی در مورد آن: چگونه عشق (و لیتیوم) مرا نجات داد و خاموش ‘بیمارستان عمومی'” (248 صفحه; William Morrow) او به نظر می رسد به عقب بر آشفته جوان سال در مارتینز نوشتن لرزان ارتباط خود را با پدر و یادآوری چگونه خود اختلال دو قطبی شروع به سطح در دوران کودکی به عنوان او رنج می برد از طریق حملات هراس و توهم است.

به عنوان یک جوان, بزرگسالان, Benard اغلب بود “یک بمب ساعتی آماده برای رفتن در هر ثانیه است.” دائما به مشکل او نوشید و partied کردم به دعوا و “خواب با بسیاری از زنان نمی توانستم پیگیری است.” او خود را صرف 22nd تولد در یک منطقه خلیج موسسه روانی.

حتی پس از Benard در بر داشت موفقیت در صابون و او هنوز هم دست و پنجه نرم وحشتناک ضعف و موانع در حالی که همه به شدت در تلاش برای حفظ رابطه اش با همسرش لورا که شجاعانه تحمل خشونت فرار قسمت.

در “هیچ چیز به طور کلی در مورد آن” Benard به عقب ندارد در بازگویی اش سنگی, سفر, در حالی که همچنین ارائه بینش و مشاوره به کسانی که در تلاش برای مقابله با بیماری های روانی.

او به تازگی در زمان برخی از زمان به زمینه برخی از سوالات:

س: چرا شما احساس می کنید این بود که زمان مناسب برای قرار دادن ما خاطرات?

یک: زمانی که من “اپرا” (باز کردن در مورد اختلال دو قطبی در سال 2004) به او گفت: من باید در نوشتن یک کتاب, اما من به این خیلی فکر کردم. سپس در طول سال افراد دیگر پیشنهاد کرده اند من یکی. من در نهایت در اطراف آن. بنابراین در اینجا ما هستند. و … این کتاب خیلی بزرگتر از من و زندگی من به عنوان یک بازیگر. آن را در مورد غلبه بر مشکلات روحی و روانی هنگامی که شما فکر می کنید شما نمی توانید.

س: روند سخت تر از شما انتظار می رود ؟

یک: آن را کمی خسته کننده تر از من فکر کردم این امر می تواند — به خصوص کتاب های صوتی. من تا به حال به بحث و بحث و بحث (خنده). در پایان از آن من بود گریه مانند یک کودک.

س: این کتاب اغلب کاملا خام است. آیا شما مشکل آشکار برخی از چیزهایی است ؟

یک: در تمام صداقت ، من یک کتاب باز به هر حال. در صوتی, کتاب, وجود دارد برخی از فصل که به من کردم. من نمی تواند صحبت می کنند. من تا به حال برای متوقف کردن و دوباره — به خصوص در طول فصل “اشک در بهشت” که در آن بحث کنم هر کس من را دوست داشت و در طول سال از دست داده و نمی توانید می گویند خوب خداحافظی. که floored من مرد.

س: کسانی که خواندن این مطمئنا فکر می کنم پائولا یک سنت — او چگونه گیر با شما از طریق برخی از زمان تاریک.

یک: پائولا نقل از تگزاس به کنکورد در سن 16 سالگی و من او را ملاقات کرد یک روز در SunValley بازار. من حدس می زنم خدا فقط با قرار دادن یک فرشته وجود دارد و اگر من خوش شانس هستم که او را به من از طریق بقیه زندگی من است.

س: چرا شما فکر می کنید رابطه شما به طول انجامید? راز چه خبر ؟

یک: با ما, آن را همیشه در مورد ارتباطات و عمیقا ریشه در عشق. اگر شما این دو چیز شما را در راه خود را. او همیشه وجود دارد برای من. او را نگه می دارد تا من. و من همیشه او را به عقب.

Q: هنگامی که شما منعکس کننده زندگی در مارتینز آیا شما این کار را با علاقه. یا وجود یک احساس است که “خدا با من بود و خوشحالم که به خارج شدن از وجود دارد؟”

یک: آن دو برابر نوع از چیزی. من نگاه از روی علاقه روی چیزهای سرگرم کننده — خانواده و دوستان است. حلق آویز با دوستان رفتن به احزاب کروز خیابان اصلی در ولنوت کریک در پایین سوار … اما بدیهی است که برخی از منفی بیش از حد. آن زمان من صرف در موسسه روانی و دیگر مصائب. … و من هم احساس کردم که بسیاری از مردم من می دانستم که در آن روزها را پشتیبانی نمی کند و من وقتی که من شروع به نشان دادن علاقه به مدل و بازیگری.

س: در آن می تواند شما را حتی تصور دستیابی به این نوع از موفقیت دارید ؟

یک: اوه زمانی که من در دبیرستان بود من خیلی فکر کردم من هیچ جا. …

س: از نظر سلامت روان, چگونه نگران هستند شما در مورد تاثیر این بیماری همه گیر کوروناویروس را در آمریکایی ها ؟

یک: چهار صد و پنجاه میلیون نفر در سراسر جهان رنج می برند از بیماری های روانی و در طول یک بحران مانند این یکی را فقط افزایش مییابد. من فکر می کنم حتی افرادی که هرگز احساس اضطراب ممکن است شروع به — و این ترسناک است. … شما نمی توانید به تماشای دیوانگی (اخبار تلویزیون) در همه زمان ها. … را مشغول نگه داشتن و عاشق یکدیگر.

س: شما مانند بسیاری از مردم در طول این بحران از کار هستند. (“بیمارستان عمومی” به حالت تعلیق تولید در اواسط ماه مارس). چگونه شما را از دست زدن به آن ؟

یک: من دروغ نمی گم. در آغاز عجله از ترس به من رسید. وجود دارد دو یا سه روز وقتی که من تجربه برخی از اضطراب, اما از آن گذشت. … من در گاراژ من و من پانچ کیسه و بلند کردن وزنه.

س: علاوه بر این کتاب شما یک وب سایت به نام stateofmind.com. خود را به ما بگویید “یکشنبه جلسات” انجمن که در آن شما معمولی به اشتراک گذاری افکار خود را با بازدید کنندگان.

یک: حدود یک سال پیش من از خواب بیدار شدم احساس اضطراب و من تا به حال این احساس است که من می خواستم به سند آن است. من فکر کردم این یک راه برای انجام کاری از طریق رسانه های اجتماعی …. هر یکشنبه صبح من در ماشین من بازی برخی از موسیقی و فقط صحبت کردن با مردم. پاسخ بوده و ذهن ترا درهم میشکنند. … تنها مشکل این است که ماشین های قدیمی, بنابراین من مجبور به خرید سی دی (خنده).

س: ذهن پژوهنده می خواهید بدانید. چه نوع از ماشین است ؟

یک: یک کادیلاک. اما این پیر مرد!

س: چه خواهد بود پیشنهاد خود را به افرادی که دچار اضطراب یا افسردگی در طول این استرس بار ؟

یک: با همه چیز در رفتن شما رو به سعی کنید سخت به نگه داشتن خود را در دنده یک. من استفاده می شود به زندگی می کنند در سوم دنده. اگر چیزی بد اتفاق می افتد شما را به چهار یا پنج و شما پیچ. اما من در دنده اول برای بیش از یک سال است. بنابراین اگر چیزی را اشتباه می رود شما فقط به دو, به جای چهار یا پنج.

تا آنجا که افسردگی نگران است, شما فقط باید سعی کنید بهترین خود را به نگه داشتن انجام آنچه شما انجام می دهند مهم نیست که چقدر دشوار است. اگر شما اقامت در بستر شن و ماسه سریع.

س: شکستن خود را در “دنده” قیاس — و آنچه در آن احساس می کند مانند.

یک: وقتی که شما در دنده سوم, شما ممکن است از خواب بیدار در یک خشم و چیزهایی که می توانید از کنترل سریع. در ابتدا آن را مانند شما می توانید مکث و می گویند: “همه حق است. من سرد است.”

س: در سال 2008 ما در مجموعه مصاحبه با شما. در آن زمان می گفت: کار بر روی یک صابون می تواند سخت کار کردن — که شما ممکن است آن را “یکی دو سال.” دوازده سال بعد شما هنوز هم بازی پسرم!

یک: (خنده) برای من وجود داشته است یو پی اس و فراز زندگی. این فقط بستگی دارد که چگونه من احساس می کنم در آن زمان است. آن را به یک خانواده در “بیمارستان عمومی” و آن را به خوبی داشته باشد. در سال های اخیر انجام داده ایم چیزهای دیگر و من صادقانه می گویند که در چمن است سبزتر.

Q: بنابراین شما گفت: آن نبوده است خرد به تازگی ؟

یک: راستش در چند ماه گذشته من انجام برخی از بهترین کار زندگی من است. من نمی توانم صحبت در مورد که در آن داستان رفتن اما از آن شده است بسیار معنوی ، این فقط احساس واقعا خوب است.

پرسش: در مورد زندگی پس از “بیمارستان عمومی”? شما می توانید خودتان را برای تبدیل شدن به یک سخنران انگیزشی — و یا چیزی در امتداد آن خطوط ؟

یک: شما راست در آن ، که دقیقا همان چیزی است که من قصد دارم به انجام — رفتن در سراسر کشور به انجام نوعی از نشان می دهد. که مرحله بعدی است. کسی خواست به تازگی اگر من ممکن است در نظر یک تلویزیون نشان می دهد. که خواهد بود حتی بهتر است. من نمی خواهد که به پرواز. (در این کتاب Benard مذاکرات چگونه پرواز تنش او را).

س: در نهایت ما آموخته از این کتاب است که شما در آن بزرگ شده در یک 49ers و غول های فن. آیا شما تماشای سوپر باول ؟

پاسخ: آره من که خیلی خسته کننده! من نمی توانم باور کنم که آنها از دست داده است. آنها تا به حال آن را در کیسه! … هنگامی که آنها به یک فرصت بود که دوباره ؟ من آن را دریافت نمی کند!

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>