Dear Abby: همسر او ساخته شده یک صحنه در ما کار می کنند اما من نمی خواهم به او بدهد تا

عزیز ابی: من 39 ساله به تازگی از هم جدا شده. من شده اند با دیدن 45 سال است که جدا شده اما نه از همسرش طلاق گرفته. ما شده اند یک زن و شوهر برای یک سال. من نمی فهمم که چرا او نمی طلاق است.

جین فیلیپس

هنگامی که همسرش (که او نیز از دیدن کسی که برای بیش از یک سال) متوجه ما شد و با دیدن هر یک از دیگر, از آن رو زشت است. او به ما محل اشتغال (سابق او و من در همان محل بخش های مختلف) و تلاش برای به دست آوردن من از کار اخراج شدند. خوشبختانه او ناموفق بود و او سعی به دریافت فیزیکی. او به من گفت که همسر او — او گفت: او را به عنوان به خوبی و گفت که او به او می گوید چه باید بکنید و او “صاحب او.” که در آن نقطه من تا به حال برای جلوگیری از دیدن او.

پس از یک ماه جدا شدم واقعا افسرده و ما رو به بالا. ما بیرون رفتن و لذت بردن از شرکت های یکدیگر و جنس شگفت انگیز. او به من گفت که او هرگز احساس مثل این با هر زن دیگر و نه او تا کنون معرفی شده هر کسی که به دخترش (که دوست دارد من از صمیم قلب). ما با توجه به چیزهایی که آهسته تر و با دقت بیشتری اما من در حال سقوط در عشق است.

او به من می گوید او نتواند من وقتی که ما صمیمی هستند و چگونه سپاسگزار او برای من اما این کافی نیست. من می خواهم بیشتر, اما من نمی خواهم برای ترساندن او دور. این یک بن بست? من باید صبور باشید و یا باید فقط با پیاده روی دور ؟

آن را پیچیده در شرق

عزیز پیچیده: من را به تعجب می کنم که چرا پس از یک سال شما در حال طلاق. شما همچنین نیاز به برخی از پاسخ صریح در مورد آنچه را نگه می دارد این مرد تحت همسر را شست. زن به نظر می رسد جدی مسائل روانی. دلیل مالی? احساسی چیست ؟ هنگامی که شما می دانید شما یک ایده بهتر از آنچه انجام می دهند.

من مشکل با این واقعیت است که خود را دوست پسر و همسر بسیار فرار است. به عنوان آن می ایستد, که, کاری, کنترل است نه تنها او بلکه شما و این که سالم نیست.

عزیز ابی: من مطرح شد در یک بازی بسیار سخت خانواده است. در 19 خانه را ترک کردم و هرگز به عقب نگاه کرد. امروز من 54, طلاق و خود من ،

مادر من گذشت و پدر من نقل مکان کرد و با من چند ماه پیش به خاطر او نمی خواهم به تنهایی زندگی می کنند. من تا به حال به چند تنظیمات به جای او.

مشکل این است که او را بسیار سنتی و حاضر به تغییر راه خود را از تفکر جایی که من نگران هستم. در چشمان من هنوز فرزند خود را, و من باید احترام و رعایت قوانین خود را.

من یک پسر زندگی می کند که چندین مایل دور. هنگامی که او به دیدار من می خواهم او را به صرف شب با من در اتاق من. پدرم اصرار دارد (خواسته) که من دوست پسر, دوست, خواب بر روی نیمکت و یا در اتاق خواب مهمان. او به من اطلاع داد که این انتخاب من است اما اگر نکنم او خواسته (خواسته های) او را حاضر به صحبت با دوست پسر من که بدون شک باعث خواهد شد که با استرس در ارتباط است.

گفت: من پدر من است که من یک زن رشد و که من حاضر به آزادی من به جای او در این منطقه است. پس از همه, این خانه من است. چگونه باید من رسیدگی به این ؟

همه رشد در آرکانزاس

عزیز همه رشد: اگر شما بند انگشت زیر به عزیز پدر خواسته های شما در حال ساخت یک اشتباه بزرگ است.

نشستن او را “یادآوری” او است که شما دیگر یک دختر کوچولو و اگر او را قبول نمی کند که شما یک فرد بزرگسال با نیازهای خود و احترام به دوست پسر خود را, او دیگر نمی خواهد به انجمن خوش آمدید زندگی در زیر سقف خود را. سعی نکنید برای جلب رضایت او و یا شما خواهد شد زندگی بقیه به زندگی پدر خود را در کودکی دوم و نمی توان آن را یک مبارک.

عزیز ابی نوشته شده توسط ابیگیل, Van Buren, همچنین شناخته شده به عنوان جین فیلیپس و تاسیس توسط مادرش, Pauline فیلیپس. تماس با عزیز ابی در www.DearAbby.com یا P. O. Box 69440, Los Angeles, CA 90069.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.rutny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>