[ad_1]

رضا صادقیان

در هنگامه بروز بحران عمومی، ناتوانی یک دولت برای حل دشواره‌های گذشته و پیش‌رو و انجام شدن یک فعل با صدها خطای ممکن و هزینه‌های غیر قابل پیش‌بینی، اهل سیاست و صاحبات قدرت برای به دست آوردن دل شهروندان و یا اعتمادسازی به سمت بهره‌جویی از گفتاری آمیخته با معذرت‌خواهی، پوزش خواستن و در نهایت امر شرمندگی می‌روند.

طی چند روز گذشته و به صورت دقیق‌تر یک‌ ماه قبل، ابتدا معاون اول رییس جمهور، سپس رییس سازمان برنامه و بودجه و در نهایت رییس دولت درباره شرمنده بودن و یا نبودن سخن گفتند.

حرف معاون اول درباره سختی‌هایی اقتصادی که به مردم وارد آمده و ریاست سازمان برنامه با ادبیاتی متفاوت ولی در معنا به یک نحو ابراز شده است، اما رییس جمهور در هنگام افتتاح طرح‌های گاز و پتروشیمی پارس جنوبی گفته‌اند «شرمنده مردم نیستیم». البته این سخنان را با ارتباط به افتتاح پروژه‌های گاز و پتروشیمی بیان کردند، ولی در کل می‌توان از سخنان ایشان شرمنده نبودن دولت‌مردان در قبال شهروندان جمهوری اسلامی را برداشت کرد.

فرض کنیم تمام مسئولان اقتصادی، اجرایی و صاحبان کرسی‌های سیاست‌گذاری در دولت درباره افق‌های ترسیم شده و کسب نشده یک به یک و در برنامه‌های تلویزیونی از شهروندان کشور معذرت‌خواهی کنند و یا با چشمانی خیره به دوربین از دشواری‌ها، سختی‌ها و دلایل پر شمار نشدن‌ها بگویند و این همه را با عبارت «شرمنده‌ایم» به پایان برسانند. به نظر می‌رسد این ادبیات تنها برای تلطیف فضای روانی شهروندان صورت می‌گیرد و در عمل و برای مرتبه‌ای دیگر شاهد هیچ کنشی از سوی مدیر مربوطه نخواهیم بود. به عبارتی مشخص‌تر؛ در زمانی که ادبیات معذرت‌خواهی، شرمنده‌گی و پذیرش تقسیر از سوی مسئولان اجرایی به میان می‌آید می‌بایست بعدتر و اندکی پس از اظهار معذرت شاهد استعفاء، کنارگیری از سمت مربوطه و سپردن کار به دست فردی توانمند‌تر در همان جایگاه باشیم، در واقع این همه نه تنها اتفاق نمی‌افتد بلکه همچنان شاهد گرداندن امور به روال سابق هستیم.

شرمندگی و اظهار معذرت از سوی مدیران ارشد و کسانی که توانایی اداره کشور را در خود سراغ داشته‌اند و حال از نشدن‌ها و مشکلات حل ناشده سخن می‌گویند حتی اگر در صدها و هزاران تریبون رسمی و غیر رسمی ابراز شود نه تنها حامل آورده‌ای برای شهروندان نیست، بلکه و بعضا مخاطبان را در مقابل چنین سخنانی به موضع‌گیری‌هایی با ادبیات رادیکال سوق می‌دهد. به عبارتی و از منظر افکار عمومی استفاده از ادبیات شرمندگی دستاوردی به همراه نمی‌‌آورد. برای نمونه می‌توان به پیام کاربران در شبکه‌های اجتماعی نگریست، ‌پیام‌هایی که گاه بسیار خشن و نفی کننده سیاست‌های اقتصادی دولت وقت است، چرا که زندگی مردم به صورت مستقیم تحت تاثیر سیاست‌گذاری‌ها و رفتارهای دولت‌مردان قرار داشته و دارد. اظهار شرمندگی نه تنها فایده‌ای در زندگی و زیست روزمره شهروندان ندارد، بلکه تنها استفاده از عبارت‌هایی است که گفتن و یا نگفتن آنها گره‌ای از دشواری‌های مردم نمی‌گشاید، بنابراین بهتر است به جای حرف‌هایی که با روان مردم بازی کند به سراغ گره‌گشایی و حل گرفتاری‌های اقتصادی باشیم و بی‌تردید تاثیر تغییر ریل‌گذاری سیاست‌های کلان اقتصادی از صدها هزار سخن بهتر از همیشه در زندگی عموم مردم مفید فایده خواهد بود.

 

[ad_2]

Source link